میشل دراخ - فیلمشناسی
Biography
میشل دراخ در زمان موج نو شروع می شود، اما متعلق به هیچ جریانی نیست. او متوجه فیلمهای عاشقانه میشود، فیلمهای بسیار سیاسی که فیلمهای مالیخولیایی بسیار شخصی را رسوا میکنند.
پس از تحصیل در رشته نقاشی در آکادمی هنرهای زیبا، توسط پسر عمویش ژان پیر ملویل به سمت سینما گرایش پیدا کرد و در آنجا دستیار شد. با فیلمهای کوتاه در یک فاکتور کاملا شخصی شروع میشود که در آن فیلمهای Soliloques the Poor (1951) و Auditorium (1957) و سپسمی گذرد فیلم بلند در یکشنبه به خاک سپرده نمی شود (1959) مطالعه در مورد تنهایی وجودی یک "سیاه" در پاریس، که باعث شد او قیمت لویی دلوک را با سبک فیلمبرداری و روش تولید، موج نو اعلام کند.
ظرافت و گرمای موجودات آن در زمان مالیخولیایی یا عشقی آملی (1962) تأیید می شود. پس از میانآهنگ «موقعیت خوب» (1965) و «سفری الماس» (1966)، این سینمای مولف است (نویسنده همه است.فیلمهای او) با الیز یا زندگی واقعی (1970، طبق کتاب کلر اچرلی)، جایی که استعداد ماری ژوزه نات، همسرش، در شخصیت عشقی کبود با یک الجزایری فرانسوی (بازیگر محمد چویخ) در زمان جنگ در الجزایر رشد میکند.
تعهدش به چپ دوباره در ویولنها در توپ (1974) ظاهر میشود، که شامل ذکر دوران کودکی یهودیاش در دوران اشغال است، و The Pull-Over Red (1979)، وقایع نگاری از یک اشتباه ادعایی.گسترش عدالت او در «با من از عشق بگو» (1975)، «گذشته ساده» (1977) و «گی دو موپاسان» (1982)، جذابیت آن را برای دسیسههای روانشناختی تأیید میکند.
در سال 1986، فرار از لولا، به موضوع سرطان می پردازد و روابط بین پدربزرگ و پسر نوپا در آن بابابزرگ عالی است (1987).
او با ماری خوزه نات ازدواج کرده است که از او دارای سه فرزند به نام های دیوید، جولیان و اورلیان است. او همچنین پسر عموی نیکول استفان است.