بیل داگلاس - فیلمشناسی
Biography
ویلیام جرالد فوربس (بیل) داگلاس کارگردان فیلم اسکاتلندی بود که بیشتر به خاطر سه گانه فیلمهایی درباره زندگی اولیهاش شهرت داشت. داگلاس که در تمام عمرش به فیلمسازی علاقه داشت، در سال 1968 در مدرسه بین المللی فیلم لندن ثبت نام کرد و در آنجا فیلمنامه یک فیلم زندگی نامه کوتاه به نام جیمی را نوشت. پس از مشکلات اولیه در یافتن حمایت از پروژه، او در نهایت قهرمانی را در موسسه فیلم بریتانیا پیدا کرد.مامون حسن، رئیس تازه منصوب شده تولید، که بودجهای را بر این اساس تأمین کرد که جیمی باید قسمت اول یک سهگانه را تشکیل دهد - بازتاب سهگانههای بزرگ دوران کودکی ری و گورکی. این فیلم به «کودکی من» تغییر نام داد و موفقیت آن در جشنواره بینالمللی راه را برای قسمت دوم و سوم از سهگانه دوران شکلگیری داگلاس هموار کرد: «مردم آین من» (1973) و «راه من به خانه» (1978). بیل داگلاسTrilogy تجربههای دلخراش پسر جوانی به نام جیمی را بازگو میکند که در فقر فلجکننده بزرگ میشود: فقر مادی و عاطفی. محرومیت های وحشتناک به دست مادربزرگ پدری اش. حبس در خانه کودکان؛ زندگی در هاستل برای رفت و آمد. در نهایت دعوت به خدمت ملی به جیمی اجازه می دهد تا از طریق دوستی خود با رابرت، یک جوان انگلیسی طبقه متوسط که او را با کتاب و کتاب آشنا می کند، آزادی پیدا کند.امکان آینده ای خوش بینانه تر و رضایت بخش تر. تصاویر سیاه و سفید سخت فیلم ها سکون و شدتی را در بر می گیرد که یادآور سینمای صامت است و این سبک بصری با استفاده به همان اندازه کم و دقیق صدا تقویت می شود. همانطور که سکون تصویر مخاطب را وادار به نگاه کردن می کند، سکوت نسبی نیز باعث جلب توجه بیشتر به صداهای خاص می شود - چکمه هایی که روی آسفالت می خراشند، صدای جیر جیر پرندگان و صدای بلندآغشته به صداها - اعطای قدرت احساسی از دست رفته در بمباران شنیداری که مشخصه بسیاری از سینمای معاصر است. سهگانه تحسینهای منتقدان زیادی به دست آورد، اما داگلاس برای تامین مالی پروژه بعدیاش تلاش کرد و مجبور شد راههای دیگری برای کسب درآمد بیابد. مامون حسن، رئیس سابق BFI Production، از او برای تدریس در مدرسه ملی فیلم و تلویزیون از سال 1978 دعوت کرد و ثابت کرد که یک پیشه الهام بخش است.حس حسن همچنین توانست در نقش خود به عنوان مدیر شرکت مالی فیلم ملی به تحقق پروژه رفقا کمک کند، فیلم داگلاس درباره «شهدای تولپادل»، شش کارگر مزرعه دورست که در سال 1834 دستگیر و به دلیل تشکیل اتحادیه کارگری محاکمه شدند و متعاقباً به استرالیا منتقل شدند. با این حال، فیلم تا سال 1986 ظاهر نشد، یعنی شش سال پس از اتمام فیلمنامه. رفقا که «حماسه یک فقیر» نامیده میشوند علاقه داگلاس به استقامت روح انسان در مواجهه با ناملایمات مادی را ادامه می دهد. همچنین شیفتگی او را به دنیای اپتیک و تصویرسازی، از طریق تعدادی ارجاع به اشکال مختلف سرگرمیهای نوری ویکتوریایی مانند فانوس جادویی، تزوتروپ، نمایش پیپ و دوربین ابسکرا به منصه ظهور میرساند. خود داستان با واسطه شخصیت یک فانوس جادوی دوره گرد است که دوباره ظاهر می شودn تعدادی نقش قرار بود «رفقا» آخرین فیلم بیل داگلاس باشد. او بر اثر سرطان درگذشت و در حیاط کلیسای Bishop's Tawton در دوون به خاک سپرده شد.