فرارها و رویاها
Getaways & Dreams
در یک روز بهاری، نه نفر که به زندگی خود فکر میکنند یا از آن فرار میکنند، به همراه یک سگ در حال فرار، در یک جاده خاص ملاقات میکنند، از کنار هم رد میشوند یا به هم برخورد میکنند. خواهران سیجا و سانا در راه فرودگاه هستند زیرا سیجا به کانادا میرود. سیلجا و ویله در سالگرد مرگ دخترشان عزاداری میکنند. دو نفر کمدی پس از یک وقفه طولانی در حال تور هستند، امدادگران منتظر یک شب مسابقه هستند و آنیتا بالاخره آماده است تا خاکستر عزیز از دست رفتهاش را در دریاچه پخش کند. یک مرد عجیب در بزرگراه سرنشین میگیرد.