خط داستانی
آگاتا کنابنشو به یک شهر کوچک در میسوری میرسد تا پیانوهای بازیکن را به محلیها بفروشد. او پس از تلاشهای فروش فاجعهبارش که تقریباً شهر را نابود میکند، اخراج میشود. فروشنده stranded با یک مخترع دست و پا چلفتی دوست میشود و به خانوادهاش نقل مکان میکند. سپس آنها سعی میکنند ماشین شیردوشی خودکار او را بفروشند، اما اوضاع زمانی بد میشود که نمایش آنها باعث ایجاد یک هجوم میشود.