خط داستانی
آیا به خاطر این است که پدرش یک اسبسوار بود که آدهمار پومه سر بلند و لبخند دنداندار اسبمانند دارد؟ شاید، اما واقعیت این است که سر او همیشه باعث خنده شده است، هرچند که این تراژدی زندگی اوست. پس از کار به عنوان کفندار، تماشاگر تئاتر، و نگهبان کازینو و شکست در هر شغل، او از روی ناامیدی به مؤسسهای درخواست میدهد که در آن افراد رد شده به خاطر دلایل فیزیکی میتوانند پنهان شوند و با هم زندگی کنند. اما آدهمار بلافاصله شروع به خندیدن به آنها میکند و به همین دلیل اخراج میشود! در نهایت، او به عنوان یک هنرمند سیرک راه خود را پیدا میکند.