خط داستانی
بتی به خاطر پدرش با یک جوان سختکوش و مهربان به نام کُستاس که در فروشگاهی که متعلق به پدرش، آقای پریکیلیس، است کار میکند، نامزد شده است. آقای پریکیلیس به کُستاس ارزش میدهد و واقعاً میخواهد او را به عنوان داماد خود بپذیرد. کُستاس جان یک دختر حساس به نام ماری را نجات میدهد که به خاطر ترک کردنش توسط معشوق انگلیسیاش، اقدام به خودکشی کرده بود. بعداً او متقاعد میشود که نقش یک انگلیسی ثروتمند را بازی کند تا به ماری کمک کند با پدرش، آقای کیریاکوس، که سعی دارد او را به ازدواج با کسی که نمیخواهد مجبور کند، مقابله کند.