خط داستانی
سخت است آینده را دانستن و حتی دشوارتر احساس اجبار آن است او جمع کنندهٔ مالیات است او هدیهای فراطبیعی برای درک آینده دارد او به جایی فرستاده میشود که غیرممکن به کار میآید و او ناامید نمیشود تا وقتی که او ظاهر میشود عشق گران است هدیه بده و عشق ورز یا به دردسر زندگی در قالب گرگ ناایمن ادامه بده اما آنچه که او برگزید تنها خدا میداند