خط داستانی
گونسانداری، همسر وظیفهشناس، به عنوان نجاتدهنده خانواده مشترک خود عمل میکند. پدرشوهرش شایامالداس با الکلیسم و اتهامات مبارزه میکند، در حالی که شوهرش چاندراکانت به شروران و یک فاحشه میافتد و اموالش را از دست میدهد. گونسانداری همچنین به خواهرشوهرش سوشیلا در مشکلات زناشویی کمک میکند و به دلیل یک راز با مشکلات شخصی مواجه میشود. او در نهایت در خیابانها با چاندراکانت که او نیز در شرایط سختی قرار دارد، دوباره ملاقات میکند. یک تصادف در نهایت فاش میکند که شایامالداس اموالش را به پسر بیگانهاش واگذار کرده است و این منجر به یک پایان خوش میشود.