خط داستانی
داستان با ایوا (سیوا) آغاز میشود، پسری شاد که رویاپرداز است اما درگیر تلاش است. هدف او رفتن به دبی و میلیونها تالیفی است. برادرش سجیج موهبتی او را به خلیج فارس میفرستد. اما وقتی سیوا به دبی میرسد، متوجه میشود که از سوی شرکت استخدام فریب خورده است و در نهایت در پروندهای قتل مطرح میشود. برادرش که برای کمک به دبی میآید نیز کشته میشود. این دلیل خوبی است تا سیوا قسم به کشتن قاتلان برادرش بخورد. او این کار را انجام میدهد پس از صحنههایی از هرج و مرج و آهنگهای ناقص. در کنار آن داستان عشق وی و رقصندهٔ باشگاه شبانه در دبی نیز بافته میشود.