خط داستانی
ایدلایلد داستان چند نسل از خانواده ای ناکارآمد را با یکدیگر میامیزد که هر کدام به دنبال تحقق فردی هستند. فیلم با صحنه ای سورئال از یک شاخی بتنی که بر فراز شهری اروپایی پرواز می شود آغاز می شود و حال و هوای فیلم درباره عدم پیش بینی پذیری زندگی را می سازد. مردی میانسال که اخیراً به عنوان همجنس گرا بیرون آمده با دنیای دوست یابی دست و پنجه نرم می کند. خواهرش که آوازخوان اپراست و با بیماری لاعلاجی رو به رو است درباره انتخاب های زندگی و فرصت های از دست رفته تفکر می کند. مادربزرگ که از زندگی خسته شده به دنبال پایان آرام است اما از کمک منع می شود. در عین حال، پسری ده ساله که توسط فالگیر درباره مرگ در هفت روز آینده هشدار می یابد، ماموریتی برای تکمیل فهرست کارهایش می پذیرد. با تلاقی زندگی این شخصیت ها، ایدلایلد به تصادفی بودن وجود و معنا جویی در مواجهه با مرگ می پردازد.