خط داستانی
پنج سال پیش، وقتی تبها در شهر جولان میداد، مراسمها نیز گریبان گیر بودند و ترس هم هست. تبها همین مفید نبودند و بیشتر مردم شهر را میبردند. روستاها در زمان بزرگتری بودند. کسانی که زنده ماندهاند مراسمی برای اثبات شجاعت خود به راه میاندازند؛ هر سال، شب قبل از برداشت محصول، خون و شهامت را برای ستیز با ترس ارائه میدهند. ترسی که آنها آن را پرنده سفید مینامند.