Storyline
زمانی که جیم از زندان آزاد میشود، به محله چینینشین خود برمیگردد و مصمم است زندگی شایستهای را آغاز کند. در حین پیادهروی، صدای ناله زنی را از یک خانه میشنود و برای تحقیق وارد میشود. در حالتی هذیانی، زن در حال مرگ جیم را به جای برادرزادهاش میگیرد و از او میخواهد که بستهای را به دخترش برساند.