Storyline
رحمت، یک فروشنده میوه میانسال از افغانستان، به کلکته میآید تا کالای خود را بفروشد و با دختر کوچکی بنگالی به نام مینی دوست میشود که او را به یاد دختر خود در افغانستان میاندازد. یک روز رحمت خبر بیماری دخترش را دریافت میکند و تصمیم میگیرد به افغانستان بازگردد. اما قبل از رفتن، یک درگیری خشونتآمیز با یک مشتری منجر به قتل او توسط رحمت میشود. او ده سال بعد از زندان آزاد میشود. این داستان بر اساس داستانی از رابندرانات تاگور است.