Storyline
دنِیس بدن ساز سی و هَشت ساله دوست دارد عشق واقعی را بیابد او هرگز دوست دختر نداشته و تنها با مادرش در حاشیه کپنهاگ زندگی می کند وقتی عموش با دختری از تایلند ازدواج می کند دن تصمیم می گیرد در سفری به پاتایا شانس خود را بیابد عشق در تایلند آسان تر به نظر می رسد او می داند مادرش هرگز زن دیگری را در زندگیش نمی پذیرد بنابراین دروغ می گوید و به او می گوید که به آلمان می رود او هرگز پیش از این سفر نکرده و آشوب سفر در پاتایا برایش شوک فرهنگی بزرگی است حضور دختران تایلندی مزاحم دیدگاه خام دستانه او از عشق را بزرگ تر می کند و او در آستانه از دست دادن امید است که ناگهان با زن تایلندی به نام توی آشنا می شود