Storyline
در آن جنگل بیرون از شهر است. این همان جایی است که قهرمان داستان، جک، را ملاقات می کنیم. پنج سال قبل به خاطر یک سرقت ناموفق پنج سال زندانی شده است. توالا، شریک سابق و بهترین دوستش، هرگز دستگیر نشده و جک هرگز صحبت نکرده است. ولی توالا به اندازهٔ وفادار بی پروا است. او با جک ازدواج کرده است تا به او وام بدهد. جک می خواهد مشروعیت بگیرد اما پس از رد شدن برای دریافت وام به منبع سرمایه جدیدی نیاز دارد. توالا او را با فرصت کاری به ارزش دو میلیون رند معرفی می کند. مسئله این است که هدف واقعی کار، پدر توالا است. شریک جک در این کارOlive است که جسور و سکسی است. او می فهمد که او از دوست قدیمی اش شیطان تر است.