Storyline
دختری باهوش و زنده که در دنیای درام رادیویی گم شده است، باور دارد زنی که در حال بازی ماهجونگ است مادرش نیست و از خانه فرار میکند تا مادر خیالیاش را پیدا کند. یک کلاهبردار ادعا میکند که پدر دختر است تا از دست پلیس فرار کند. آنها در کوهها با دو زن مواجه میشوند: یکی تحت شکنجه شوهر کارآفرینش است که به شدت در تحقیقات علمیاش مشغول است و دیگری دختری خالص و سادهدل است که در کوهها زندگی میکند. طوفان در راه است. آنها در ایستگاه هواشناسی به خاطر باران سنگین محاصره شدهاند و قلب و ذهنشان تحت تأثیر احساساتی مانند طوفان بارانی بیرون است. این فیلم به جرات به موضوع خیانت نزدیک یک زن خانهدار میانسال میپردازد، موضوعی که در آن زمان هم غیرمعمول و هم جنجالی بود.