Storyline
خورشید پسر نوزده ساله ای است که ناگفته پدرش به رهبانی وادار می شود. پدرش بر این باور است که راهب شدن رفتارهای پرماجرای او را اصلاح می کند. اما کمبود ایمان خورشید کمکی نمی کند. به عنوان راهب تازه کار، او همچنان به زندگی قبلی اش ادامه می دهد از جمله قرار گذاشتن با فای، دختر نوجوان محله که خواهان عشق است.