Storyline
دیودو افسرده است و کارش را از دست داده است. جوانا تمام روز کار میکند و وقتی به خانه میآید از بچههایشان را رعایت میکند. دیودو امیدش را از دست داده و انگیزهای ندارد. جوانا باید از خودش محافظت کند و صبور باشد. اما مدتی گذشته است... و کم کم بیش از حد میشود.