شام طلایی

The Golden Supper

فیلم شام طلایی

جولیان عاشق دخترعمو و خواهرخوانده‌اش، کامیلا است که توسط لیونل، دوست و رقیبش، خواسته و به دست می‌آید. او شاهد ازدواج آن‌هاست و پس از مراسم، با دل‌شکستگی به خانه‌اش می‌رود. وجود لیونل و کامیلا یوتوپیایی بود تا اینکه مدتی بعد کامیلا به بیماری جدی مبتلا می‌شود و وقتی لیونل خبر "زنگ مرگ او" را می‌شنود، غم او بی‌پایان است. "او سه روز بدون نبض دراز کشیده بود و همه‌ کسانی که به او نگاه کرده بودند او را مرده اعلام کردند، بنابراین او را بردند، زیرا در سرزمین جولیان هرگز سر بی‌صدا را در درخت افرا نمی‌کوبند، او را با چهره آزاد به هوای آزاد آسمان بردند و در مقبره خویشاوندانش گذاشتند." جولیان از مرگ کامیلا مطلع می‌شود و به سرعت به خانه می‌رود و به موقع می‌رسد تا تشییع جنازه را ببیند که به آرامی به سمت قبر می‌رود. او در پی آن فریاد می‌زند: "حالا، حالا، به قبر می‌روم؛ من تنها با تمام کسانی که دوست دارم خواهم بود."
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.

اشتراک ۱ ماهه

112 هزار تومان ۲۰٪ تخفیف
93 هزار تومان
30 روز

اشتراک ۳ ماهه

228 هزار تومان ۲۰٪ تخفیف
190 هزار تومان
90 روز