خط داستانی
دیپلماسی نقطه قوت تام نبود. بنابراین وقتی مای جدیدترین نقاشیاش را به او نشان داد، به آن طعنه زد. او نگران بود که او را از نقاشی کردن دلسرد کند، با این علم که او هرگز هنرمند بزرگی نخواهد شد. هاوارد، رقیبش، دیپلماتیکتر بود. او تلاشهایش را ستایش کرد و به یکباره در نظر مای در صدر قرار گرفت.