زور بازو
Brute Force
مردی لاغر در لباس رسمی، در میان یک کلاب یا مهمانی، کتابی درباره انسانهای اولیه میخواند بعد از اینکه توسط یک خانم زیبا نادیده گرفته میشود. ما کتاب را به تصویر میکشیم: دستهای ضعیف دوست دخترش را به زور بازو میبازد، اما به طراحی سلاحی برای شکست رقیبش و بازگرداندن او برمیخورد. قبیلهاش این را میبیند و او را به عنوان رهبر خود انتخاب میکند. با چماق، او در برابر موجودات مختلف (یک سوسمار بالدار، یک مار، یک دایناسور) و قبیله رقیب به رهبری میمونراه میایستد. حتی زنان نیز موفق به دفع یک حمله میشوند. اما قبیله رقیب راز چماق را کشف کرده و زنان را به اسارت میبرند. دستهای ضعیف، در ناامیدی نشسته، به سلاح جدیدی برمیخورد: کمان و تیر.