خط داستانی
رابرت وورثینگ با معشوقهاش، مادلین فرانسیس، ازدواج میکند، اما مراسم عروسی توسط مادرش خراب میشود که اعلام میکند چون او و والدینش دیوانه هستند، او ژنهای آلودهای دارد. از ترس اینکه این بیماری را به فرزندانش منتقل کند، داماد از همسر جدیدش دوری میکند و در را بین اتاقهایشان قفل میکند. با اینکه عمیقاً عاشق مادلین است و مجبور است او را فقط به عنوان خواهر دوست داشته باشد، رابرت به خودکشی فکر میکند، اما همه چیز به خوبی پایان مییابد وقتی که جوان متوجه میشود که او فرزند خوانده است.