خط داستانی
زمانی که مخترع جوان باب مور در تلاشهایش برای ارائه قفلی که در برابر سرقت مقاوم باشد به پدرش، که سازنده قفل است، شکست میخورد، با "اژدها"، با استعدادترین دزد قفل در شهر، تماس میگیرد تا به او پیشنهاد کار در کارخانهاش را بدهد. اژدها، که تصمیم به زندگی درست میگیرد، این پیشنهاد را میپذیرد، اما زمانی که متوجه میشود آیرین هاردین یک گردنبند با ارزش از پدرش دریافت کرده، برای تأمین مرواریدهای آیرین یک کار آخر را برنامهریزی میکند.