Young Mother Hubbard
فیلم مادر هابارد جوان
مونا فیر فکس، که به خاطر مرگ مادرش مجبور به مراقبت از سه برادر و خواهرش شده است، به عنوان مادر هابارد جوان در میان کشاورزان منطقه شناخته میشود. ناپدری بچهها، که به شدت در بدهی است و از بار مسئولیت این خانواده کوچک خسته شده، مزرعهاش را ترک میکند و بچهها را بیپول و بیسرپرست رها میکند. روز بعد، دانیل بانینگ، یک «مرد ثروتمند روستایی» و مالک مزرعه فیر فکس، برای جمعآوری اجاره معوقه به مزرعه میآید. او مونا و بچهها را در حال وحشت از یادداشتی که ناپدریشان گذاشته، مییابد. بانینگ به درخواستهای مونا برای ماندن در مزرعه بیتوجهی میکند و به سازمان رفاه کودکان اطلاع میدهد. مدیران این سازمان به مزرعه میآیند و بچهها را به مقر سازمان منتقل میکنند.