خط داستانی
توسط یک حلقه مالی قدرتمند ویران شده، فارینگتون خودکشی میکند، پس از آن دخترش پائولا قسم میخورد که انتقام را به دست خود بگیرد و مرد پشت این حلقه را شکار کند. در یک مهمانی خانگی، پائولا با دکتر اسمیت آشنا میشود که عاشق او میشود، اما یک سوءتفاهم آنها را از هم جدا میکند. در حالی که در پیدا کردن مرد ناموفق است اما میداند که مدارکی در خانه ون برانت، یکی از اعضای حلقه، وجود دارد که رهبر را شناسایی میکند، پائولا با کمک بیل فیتچ، یک سارق اصلاح شده، مدارک را به دست میآورد. به وحشت او، او متوجه میشود که آن مرد پدر دکتر اسمیت است. پائولا برای عشق از انتقام صرف نظر میکند و پدر دکتر اسمیت، با درک اشتباهاتش، موافقت میکند که جبران کند.