زیرا او قبلاً نام جیمز را برای فرزند اولش انتخاب کرده بود، وقتی یک دختر به دنیا میآید، سرهنگ میلیگان، یک خیالپرداز خوبنیت اما تنبل، دخترش را جیمسینا یا جمی مینامد. با تولد فرزند دوم، خانم میلیگان میمیرد و چند سال بعد، وقتی جمی حدود هجده ساله است، سرهنگ با یک بیوه که سه فرزند دارد، ازدواج میکند. به زودی خانواده به شدت در بدهی فرو میرود. جمی در یک کارخانه نساجی کار پیدا میکند، برای دیگر بچهها شغلهایی پیدا میکند و حتی سرهنگ را به کار کردن ترغیب میکند. او عاشق استنلی تمپلتون، یک خلبان در مرخصی میشود، اما به خاطر نارضایتی مادرش، جمی از ازدواج با او امتناع میکند. بعد از بازگشت استنلی به جنگ، جمی یک جاسوس آلمانی را در کارخانه که پارچهها را برای هواپیماها در اسید خیس میکرد، دستگیر میکند. او پاداشی دریافت میکند که به خانواده میلیگان اجازه میدهد وام خود را پرداخت کنند. خانم تمپلتون عذرخواهی میکند و وقتی استنلی برمیگردد، او با گرمی به نامزدی آنها موافقت میکند.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.