Little Wildcat
فیلم گربه وحشی کوچک
رابرت ویر بر عهده میگیرد که دختر وحشی، مگ را رام کند تا به دوست شکاکش آرنولد ثابت کند که میتواند او را به یک خانم جوان باوقار تبدیل کند. بعدها، زمانی که آرنولد در جنگ است، با پرستار زیبایی آشنا میشود که به شدت او را تحت تأثیر قرار میدهد. به خانه که برمیگردد، به رابرت از این ملاقات دلپذیر میگوید و از زیبایی ملایمی که هرگز فراموش نکرده است، یاد میکند. مگ، حالا مارگارت، این داستان را میشنود و به آرنولد میگوید که او همان پرستار بوده است. آرنولد شگفتزده حالا باید اعتراف کند که رابرت در مورد رام کردن آن گربه وحشی کوچک درست میگفت.