خط داستانی
کارمند وال استریت، جورج کوبورن، از کار برای کارگزار رالف کومبز خارج میشود تا به عنوان یک سرمایهگذار مستقل فعالیت کند. هرچند که همسرش، لیسا، با این موضوع مخالف است، اما او بر این موضوع اصرار دارد که شریک خاموش او باشد و پنجاه درصد از سودها را دریافت کند. لیسا از خرج کردن بیرویه پرهیز میکند و سهم خود را پسانداز میکند. بعدها، رالف که به لیسا علاقهمند است، با کارگزاران جیم هارکر و چارلز نسیت توطئه میکند تا جورج را در یک معامله سهام درگیر کند که احتمالاً کسب و کار و ازدواجش را خراب خواهد کرد. جورج ثروت خود را از دست میدهد و همسرش را ترک میکند. رالف با دوستش، گرتی پیج، توطئه میکند تا لیسا را به یک سفر به اروپا بکشاند. به محض سوار شدن به کشتی، لیسا از توطئه مطلع میشود و پیاده میشود. او دوباره با جورج ملاقات میکند و به او اطمینان میدهد که آنها بیخانمان نیستند.