دختری پس از سقوط از صخرهای در آندهای آرژانتین به طرز معجزهآسا نجات مییابد و با قدرتهای شفا بخشیده میشود. در محل وقوع این حادثه، یک زیارتگاه ساخته میشود و شهری کامل در اطراف آن شکل میگیرد که از طلاهای عبادتکنندگان سپاسگزار غنی است. رویز، یک ژنرال شرور و سادیست، این شهر را تصرف کرده، طلاها را مصادره و زیارتگاه را میبندد. اما گاچو، رهبر کاریزماتیک گروهی از قانونشکنان، به نجات میآید.