خط داستانی
در سال 1856، بردهای به نام الیزا قصد دارد با جورج با رضایت اربابانش، خانواده شلبی، ازدواج کند، اما صاحب جورج مانع این ازدواج میشود. چند سال بعد، الیزا با پسرش، هری، فرار میکند پس از اینکه متوجه میشود خانواده شلبی قصد دارند آنها را به یک طلبکار فاسد تحویل دهند تا از مصادره جلوگیری کنند. جورج نیز فرار میکند و در حال فرار است در حالی که الیزا و هری دستگیر شده و به خانه بازگردانده میشوند. مادر و پسر از هم جدا میشوند در حالی که جورج سعی دارد هر دوی آنها را پیدا کند.