Hell's Headquarters
فیلم مرکز جهنم
دکتر اسمیت و همسرش ماری از یک قایق رودخانهای پیاده میشوند و با فیل تالبوت ملاقات میکنند. فیل به دکتر اسمیت اطلاع میدهد که جساپ، تنها مرد سفیدپوست دیگر در روستا، در حالی که دکتر و همسرش به تعطیلات دو روزه رفته بودند، فوت کرده است. دکتر اسمیت نمیداند که جساپ و شریکش، راس کینگ، یک ذخیره بزرگ از عاج در جنگل دارند و او این موضوع را به فیل گفته است. در همین حال، ماری اسمیت تصمیم میگیرد با قایق بخار به سمت کِیپتاون در رودخانه کنگو برود. کوبا، حامل تفنگ کینگ، از اسمیت میخواهد نامهای به کینگ بنویسد و او را از مرگ شریکش مطلع کند. تالبوت نامهای به معشوقهاش، دیان کامرون، و پدرش میفرستد و از آنها میخواهد که به آفریقا بیایند و به او در یک سفر جستجوی عاج بپیوندند و ثروت خانوادگیشان را که در سقوط اخیر بازار سهام از دست دادهاند، بازگردانند. آنچه آقای کامرون و دیان درباره تالبوت نمیدانند این است که سالها زندگی در آفریقا او را دیوانه کرده است.