خط داستانی
یک سندیکای تجاری تمام مکانهای قمار در شهر را اداره میکند؛ کمترین سود را مایک لی صادق دارد. تحت فشار برای اجازه دادن به تقلب، مایک "خارج میشود" و دختر سختکوشش، لیدی لی، را ترک میکند تا به تنها روشی که میشناسد، زندگی کند. او به زودی در قمار در میان ثروتمندان موفق میشود، اما پس از اختلاف با سندیکا، به پیشنهاد ازدواج گاری مدیسون، از خانوادههای اشرافی، فکر میکند. آیا چنین ازدواجی با وجود خودخواهی و ارتباطات قدیمی میتواند موفق باشد؟