خط داستانی
زنان چه میخواهند؟ دون جوان در حال پیر شدن است. او به طور مخفیانه پس از ۲۰ سال غیبت به سویا آمده است. همسرش، دلاورس، که پنج سال است با او زندگی نکرده، هنوز او را دوست دارد. او از دیدن او امتناع میکند؛ زیرا از زندگی به عنوان یک شوهر میترسد. او بدهیهایش را خریده و اگر به او نرود، او را به مدت دو سال به زندان خواهد انداخت. در همین حال، یک جعلکننده در حال بالا رفتن از بالکنهای سویا است و ادعا میکند که دون جوان است.