خط داستانی
آدولف توئرسون، استاد دانشگاهی ملایم و خجالتی است که قلب ضعیفش نتوانسته توجه بانوی مورد علاقهاش، بریتا لارسن، را جلب کند. در حین شرکت در یک سخنرانی، او توجه دیگر اعضای هیئت علمی به بریتا را میبیند و به خواب میرود. او در خواب به روزهای قدیم و شوالیهها و بانوان زیبا در دربار میرود که بر سر آنها میجنگیدند. خواب او به همه بازیگران این فرصت را میدهد که نقش دومی را ایفا کنند. پس از بیداری، او از بریتا خواستگاری میکند.