خط داستانی
مادر پرات، یک هنرمند، از فروش نقاشیهایش خودداری میکند زیرا فکر میکند که هنوز نیاز به بهبود دارند قبل از اینکه بهطور عمومی به نمایش گذاشته شوند، اما همسرش مونیكا نظر متفاوتی دارد و آنها را میفروشد زیرا فکر میکند که خوب هستند... و آنها به پول نیاز دارند. از آنجا که او فقط یک "م" بر روی آثارش امضا میکند، مونیكا هیچ مشکلی در ادعای اینکه او "م" است ندارد، اما مشکلات زمانی پیش میآید که او برای انجام یک دیوارنگاری بزرگ استخدام میشود و مادر از کمک به او خودداری میکند. با این حال، روح خلاق او بر او غلبه میکند و او دیوارنگاری را انجام میدهد که بهطور گستردهای به عنوان یک اثر هنری بزرگ مورد تحسین قرار میگیرد. فلدری، یک دلال هنر، از این تغییرات چندان راضی نیست زیرا او از مونیكا خواسته است که شوهر بیفایدهاش را طلاق دهد و با او ازدواج کند.