خط داستانی
مردی بیارزش به دخترش در شرق brag میکند که ثروتمند است و یک مزرعه بزرگ دارد. وقتی او تصمیم میگیرد به دیدن پدرش بیاید، روی و دوستانش توافق میکنند که تظاهر کنند این مرد فقیر صاحب مزرعه است.
مردی بیارزش به دخترش در شرق brag میکند که ثروتمند است و یک مزرعه بزرگ دارد. وقتی او تصمیم میگیرد به دیدن پدرش بیاید، روی و دوستانش توافق میکنند که تظاهر کنند این مرد فقیر صاحب مزرعه است.