خط داستانی
لئونورا با چشمانی گشاد، با پسری فقیر و جوان به نام اولرِگ ازدواج میکند اما این وصلت عاشقانه نیست. کلید بدتر این است که اولرِگ تمایلات مانیاک و خشونت دارد. در نهایت، لئونورا جوان از زندگی ناامید خود فرار میکند و به همکاری با دکتر لاری کینادا در نیویورک روی میآورد که به زودی به او دل میبندد. متأسفانه، اولرِگ حاضر نیست همسرش را طلاق بدهد و با فهمیدن بچه داشتن، اوضاع برای لئونورا حتی تاریکتر میشود.