Nuits andalouses
فیلم شبهای آندلس
هنگامی که پدرش درگذشت، دومینیک دو بِلُکومب، قلعه اجدادیاش، برخی سهام بیارزش و یک معدن در اسپانیا را به ارث برد. برای نجات قلعه که در خطر ویرانی است و پرداخت بدهیهایش، او مصمم است با آرمان دو پویشر بوس، که او را دوست ندارد اما ثروتمند است، ازدواج کند. اما وضعیت به طور ناگهانی تغییر میکند وقتی که خبر میرسد معدن اسپانیایی دارای رگ طلاهای دستنخورده است. دومینیک به آندلس میرود و نامزدش را رها میکند. نامزدش، که مصمم است از زیبایی دومینیک دست نکشد، پیش از او به محل میرسد، نقشهها را خراب میکند و ادعا میکند که مهندس دیوانه است...