خط داستانی
گراز سیاه همکار در کورنوال به تنهایی، به نوعی، آنچه را که کارمندان LPG در بولبیتز نتوانستند انجام دهند، به دست میآورد. او به طور مخفیانه در شب، ترس کشاورزان فردی از LPG را با پوشاندن خوکهایشان از بین میبرد. در ابتدا، بچهگرازهای سیاه کشاورزان را میترسانند، زیرا زاد و ولدهای سیاه به معنای بدشانسی و گناه است. جمعگرایی به عنوان گناهی توسط خرافاتیها، به ویژه مادربزرگ کاهلو، دیده میشود. اما وقتی حتی خوک کشیش نیز در امان نیست و آنها متوجه میشوند که "مقصر" کیست، خرافات به خنده تبدیل میشود و ترس از LPG از بین میرود.