خط داستانی
یک فروشنده بیمه خسته از کارش استعفا میدهد تا وارد سیاست شود. او ابتدا درباره اینکه انسان بزرگتر از آن چیزی است که فکر میکند و اینکه انسان میتواند برای همیشه زندگی کند، موعظه میکند. او در نهایت حزب سیاسی خود را به نام "حزب انسان ابدی" تشکیل میدهد. او به "خدا" معروف میشود. سپس او شروع به شک کردن درباره ابدیت انسان میکند.