پیتر عادت به موفقیت دارد و با گروه موسیقی راک به موفقیت میرسد. وقتی از گروه جدا میشود و اولین آلبوم روند خود را آغاز میکند، با شکست رو به رو میشود و این برای او تازگی دارد. او ناامید و مضطرب است در حالی که همسرش لنا این شکست را به عنوان چالشی میپذیرد. حسودیش باعث میشود بحثها ادامه پیدا کند تا اینکه خانه را ترک میکنند. تنها با اشتیاق و عطش خود برای لنا، پیتر یکی از قطعات بولرو را روی پیانو سفید مینوازد تا او را به خانه برگرداند.