دختردار دریانوردی که در بندر با مادرش زندگی می کند. مالک کشتی تهدید می کند خانه را بیرون می کنند اگر شش ماه اجاره بدهند یا اگر با او ازدواج نکند. ملوان خوش قد و بال و شورشی در شهر ظاهر می شود و او را به عشق می کشاند. مالک کشتی از این ماجرا باخبر می شود. وقتی فرماندار Police تصویرۀ شورشی را می فرستد او ملوان را می شناسد؛ ملوان با او در کشتی ای که به ظاهر نارنگی حمل سلاح می رساند کار می کند.