Dobré světlo
فیلم نور خوب
ویکتور پرچا، معمار موفق شهر کوچک، در آرامش به سر میبرد اما میداند آسایش او به مصالحهها بستگی دارد. زمانی که مردی سالخورده که نوهاش در مدرسهای در کنار جادهٔ پر رفت و آمد آسیب دیده، به او حمله میکند و جان میسپارد، ویکتور خانه را ترک میکند و به استودیوی روستایی میرود و در آنجا عکاسی از بیلباس را دوباره کشف میکند؛ نمایشگاه معتبر او را مجبور میکند گذشتهاش را با مصالحهها روبهرو شود و آیندهاش را انتخاب کند