خط داستانی
سِیلیا به خانوادهای محترم تعلق دارد، همسر جواهرتفروش در شهر تورین، اما زنی دلربا که از زندگی مشترک خود خسته است. یک شب تنها در خانه است و بدون هوشیاری در را به روی غریبهای که قصد سلب آرامش و دزدی دارد باز میکند و در نهایت تصمیم میگیرد به او تجاوز شود. پلیس و همسرش تلاش میکنند سیلیا را قانع کنند که شکایتی مطرح نکند، اما او به دنبال مردی که به او تجاوز کرده است میگردد تا از او انتقام بگیرد. وقتی او را پیدا میکند، با احساس تحقیر و خشمی که او متحمل شده است مجذوب میشود و به هر حال معشوق او میشود.