خط داستانی
آلبومی با روکش مخمل از راهی برای لمس خانواده وسیع انسان است. پرترههای رسمی، کتابصفحهها در این قصه هشتاد ساله، داستان مرکزی را دربر میگیرند که با تعمید نوزادی به نام کارلو در دامان پدر بزرگ آغاز و با کارلو پیرمرد که در آغوش خود نوزادی دارد پایان مییابد. هیچگاه از خانه بیرون نمیرویم، اتاقهای خانه ساختار فیلم را میسازند. آرامش یا اشتیاق؟ کارلو تا زمان از دست رفتن فرصت، تصمیمی واقعی نگرفت.