در شب سال نو، رانندهٔ تاکسی در تلاش است تا پول لازم برای جراحی مادر همسرش را فراهم کند که از تنها فرزند ذهنیاش مراقبت میکند. در همان شب، کارگر جنسی توبهکار سعی میکند تا پولی به دست آورد تا خانهٔ خود را تعمیر کند. وقتی همدیگر را ملاقات میکنند، شبی پر از رویدادهای فراموشنشدنی را شاهد میشوند.