خط داستانی
ایوان، پدر خانوادهای از پناهندگان کروات است که در آکلند و در دوران جنگهای یوگسلاوی زندگی میکند. نینا دختر اوست که آماده است تا به تنهایی زندگی کند، با وجود اعتراضات خشمگین پدرش. ادی مائوری است که او به عنوان معشوقهاش انتخاب میکند. نینا در رستورانی کار میکند که ادی در آن آشپزی میکند. او به قیمت ازدواج با یک کارمند دیگر رستوران، یک مرد چینی، موافقت میکند تا او بتواند اقامت دائم بگیرد. این پول به او استقلالی میدهد که برای ترک خانه والدینش و زندگی با ادی نیاز دارد. مشکلات زمانی پیش میآید که ادی عمق خشم پدرش و قدرت پیوندهای خانوادگی نینا را درک میکند.