خط داستانی
گاهیشمن با قهرمانی از جنگلهای بارانی آمریکای جنوبی به فرانسه میآید تا برای کارزار روابط عمومی کمپینی برگزار کند. در آسانسور یک هتل پاریس با پسری بیخرد به نام پیرین روبهرو میشود و به دنبال او میگردد. پیرین از این توجه زیاد بیمیل است، اما شمن شب را در خانهٔ پیرین میگذراند. روز بعد در جلسهٔ رسمی برنامهٔ روابط عمومی، شمن از شدت بیماری قلبی درمانده است و میخواهد پیرین را ببیند. پیرین تمایلی ندارد اما به نظر میرسد با همدیگر پیوندی ذهنی پیدا کردهاند و این رابطه پیچیده ادامه مییابد.