خط داستانی
یک آکاردیونیست مسافرخو و سرپرست یک قلعه قدیمی در ازدواجی ناخوشایند زندگی می کند، با دختری که بزرگ شده و خواهـر زاده ای که سال هاست عاشق اوست. در سفر با نویسنده جوان (ماتو پَولاویچ) ملاقات می کند و شدیداً به او دل می بازد. دیدار او از قلعه قدیمی خانواده را فرو می پاشد و در نهایت به تراژدی می انجامد