"اسفنج"—پولا در بحران شدیدی پس از فوت فرزندش به خاطر مرگ ناگهانی نوزاد است. او با قایق به جزیرهٔ آرکیپلاگ میرود که در آن شوهرش سیمون و برادرشوهرش بنجامین حضور دارند. پولا و بنجامین پیش از این رابطهای با یکدیگر داشتهاند؛ سیمون از این امر آگاه نیست. تنشِ میان سه نفر برقرار است.